الشيخ رسول جعفريان

138

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

على عليه السّلام قرار داشتند ، مردمى كه حاضر نشدند فرمان امامشان را براى دفاع از عراق بپذيرند و زمانى كه براى استراحت از نهروان به خانه‌هايشان رفتند ديگر بازنگشتند . « 1 » در اين مقطع ، مشكلات رو به فزونى نهاده و موضع معاويه نيز در شام قوىتر از پيش شده بود . مردم شام كه تا قبل از حكميّت ، معاويه را امير مىخواندند ، اكنون او را « امير المؤمنين » مىدانستند . در برابر ، عراق ، يكپارچگى زمان بر پايى جنگ صفين را نداشت . كشته‌هاى زيادى كه عراقيان در صفين و نهروان دادند ، « 2 » روحيهء آنها را به شدت تضعيف كرده بود . افزون بر آن ، حسن بن على عليه السّلام نيز فرزند امام على عليه السّلام بود و همهء اين مسائل اوضاع را دشوارتر كرده بود . در عين حال عراق ، از سلطهء شام وحشت داشت . اين درست است كه آنها از امام خود پيروى نكردند ، اما راضى به شهادت او نيز نبودند . به سخن ديگر ، آنها نمىخواستند سلطهء معاويه را بر عراق بپذيرند و به همين دليل ، چاره‌اى جز بيعت با فرزند امام على عليه السّلام نداشتند . هيچ كس جز امام حسن عليه السّلام ، در آن شرايط ، زمينهء رهبرى عراق را نداشت و با فرض نبودن وى ، به طور طبيعى ، بنى اميه بر عراق حاكم مىشدند . در عين حال اين خواست عراقيها آن اندازه ريشه نداشت كه در عمل بتوانند به عهد خويش با امام جديد خود وفادار باشند ، بلكه سرانجام همان گونه كه اتفاق افتاد ، در مرز انتخاب ، ماندن را با حكومت بنى اميه را ( گرچه با اكراه ) پذيرفتند . بدين ترتيب جايى براى ماندن امام در كنار اين مردم نبود و امام به ناچار به مدينه رفت . نخستين اقدامات امام و معاويه پيش از اين به يكى از نامه‌هاى امام حسن عليه السّلام به معاويه و پاسخ وى اشاره كرديم . نامه‌هاى متبادله كه متن آنها را اصفهانى نقل كرده ، « 3 » ثمر چندانى نداشت . بايد گفت ، امام مىدانست كه معاويه كسى نيست كه تسليم اين نامه‌ها شود ، مهم آن بود كه

--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 193 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 418 ( 2 ) . گرچه كشته‌هاى طرفداران امام كم بود ، اما بسيارى از خوارج كه در اين جنگ كشته شدند ، از خويشان و وابستگان مردم كوفه بودند . ( 3 ) . مقاتل الطالبيين ، صص 68 - 62